مناجات
و در آغاز، سخن بود و سخن تنهاب ود
و سخن زيبابود
بوسه ونان و تماشاي كبوترهابود
اهرمن خاتم دانايي و زيبايي را
بُرد زا نگشت سليمانی او
جادوي كرد، يكي پير پليد
كه سخن  سّرِ قَدًر
مسخ گرديد و سترون گرديد
اي تو آغاز
توا نجام، توبالا، تو فرود
اي سرايندة هستي، سرِ هر سطر و سرود
بازگردان،به سخن، ديگربار
آن شكوه ازلي، شادي و زيبايي را
داد و دانايي را
تو سخن رابده آن شوكت ديرين
آمين!
نيز دوشيزگي روزنخستين
آمين!
محمد رضا شفيعي كدكني